آغاز سقوط
در ایران باستان، زمانی که امپراتوری روم با لژیونهای تا دندان مسلح خود، بر مرزهای غربی میتازد، نوند، ولیعهد و سردار دلاور سپاه ایران، پس از یک سال نبرد سخت و خونین، شکست خورده به پایتخت بازمیگردد. او که زمانی درفش کاویان را بر فراز میدانهای نبرد به اهتزاز درمیآورد، اکنون با بدنی زخمی و روحی آزرده، در برابر چشمان منتظرانش قرار میگیرد.
اما دشمن واقعی در بیرون از مرزها کمین نکرده است. خیانت از درون دربار، ریشه های تاج و تخت را میجود و هر روز، سایه تاریکتری بر سرزمین ایران میگسترد.
________________________________________
دربارِ پر از راز
در پایتخت، ملکه، مادر نوند، با سیاست ورزی و نیرنگ، سعی در حفظ تخت و تاج دارد. او که همسر شاه بیمار و رو به مرگ است، با ژنرال گراکوس، سردار جوان و بیرحم روم، وارد بازیای خطرناک میشود. در این بازی، هر اشتباهی مرگبار است و هر وعده، میتواند به خیانتی بزرگ تبدیل شود.
در سوی دیگر، آتبین، برادر نوند، از حاشیه به دنبال فرصتی برای تصاحب قدرت است. او که سالها در سایه خواهر بزرگترش خرد شده، اکنون با دسیسه و توطئه، در پی انتقام و تاج است. آتبین با استفاده از جاسوسان و اراذل، شایعاتی را در شهر پراکنده میکند تا نوند را در شک و تردید